close
تبلیغات در اینترنت
پیامک

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه مي کنم و آسمون نمي باره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من مي خندی


گاهي وقتها زندگي تمام حواسشو جمع مي كنه تا ببينه تو چي دوست داري تا درست همونو ازت بگيره



نوع مطلب : پیامک ,
برچسب ها : 0 ,
نوشته شده در جمعه 31 ارديبهشت 1389 توسط ساهره| تعداد بازدید : 148

اي کاش مي توانستم باران باشم

تا تمام غم هاي دلت را بشويم


اي کاش مي توانستم ابر باشم تاسايباني از محبت بررويت مي گسترانيدم

اي کاش مي توانستم اشک باشم

تا هرگاه آسمان چشمت ابري مي شد،باريدن مي گرفت.

اي کاش مي توانستم خنده باشم

تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم.

اي کاش مي توانستم يک پرنده باشم وپر مي گشودم

و تا دور دست ها در کنار تو پرواز مي کردم.

و اي کاش

سايه بودم تا نزديک ترين کس به تو مي شدم...

آري

اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه تو باشم



نوع مطلب : پیامک ,پیامک ,
برچسب ها : 0 ,
نوشته شده در جمعه 31 ارديبهشت 1389 توسط ساهره| تعداد بازدید : 254


درباره وبلاگ

آرشيو وبلاگ
نظرسنجي
آمار وبلاگ
افراد انلاین : 1
کل بازديد : 30944
بازديد امروز :25
بازديد ديروز : 3
ماه گذشته : 67
هفته گذشته : 25
سال گذشته : 377
تعداد کل پست ها : 20
نظرات : 1

پشتیبانی قالب


Powered By
rozblog.co.tv